۱۳۸۷ آذر ۳۰, شنبه

كوروش بزرگ


كوروش بزرگ هويت ملي ايرانيان است
چرا كوروش ؟ .... به پاس نوري كه همواره براي آزادي در دل روشن مي داشت ، به پاس احترامش به فرهنگ ديگران ، به پاس هويتي كه به ايران و ايراني داده و به پاس معجزه ي انسان مدارانه اش ، منشوري كه نام او و نام ايران را تا ابد جاودان نگاه خواهد داشت.
چه چيز موجب گرديده است تا اين استوانه ي گلين ، به اين پايه از شهرت برسد ؟
با هم مي خوانيم :

«ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. وضع داخلی بابل و جایگاه‌های مقدسش قلب مرا تكان داد … من برای صلح كوشیدم.

من برده‌داری را بر‌انداختم، به بدبختی آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم كه همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم كه هیچكس اهالی شهر را از هستی ساقط نكند.

مَـردوك خدای بزرگ از كردار من خشنود شد … او بركت و مهربانی‌اش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم …

من همه شهرهایی را كه ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی كه بسته شده بودند را بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه‌ها را به جاهای خود بازگرداندم.

همه مردمانی كه پراكنده و آواره شده بودند را به جایگاه‌های خود برگرداندم و خانه‌های ویران آنان را آباد كردم. همه مردم را به همبستگی فرا خواندم.»
بزرگ منشي او زماني جلوه مي كند كه فرمان او در مقابل فرمان پادشاهان هم دورانش قرار مي گيرد .
براي نمونه
«در كتیبه آشور بانیپال (645 پ‌م.) پس از تصرف شهر شوش آمده است: ‘‘… من شوش، شهر بزرگ مقدس … را به خواست آشور و ایشتار فتح كردم … من زیگورات شوش را كه با آجرهایی از سنگ لاجورد لعاب شده بود، شكستم … معابد عیلام را با خاك یكسان كردم و خـدایـان و الـهه‌هـایشان را به باد یغما دادم. سپاهیان من وارد بیشه‌های مقدسش شدند كه هیچ بیگانه‌ای از كنارش نگذشته بود، آنرا دیدند و به آتش كشیدند. من در فاصله یك ماه و بیست و پنج روز راه، سـرزمـین شـوش را تبدیل به یك ویرانه و صحرای لم یزرع كردم … ندای انسانی و … فریادهای شـادی … به دست من از آنجا رخت بربست، خاك آنجا را به تـوبـره كشیدم و به ماران و عـقرب‌ها اجازه دادم آنجا را اشغال كنند." »
(براي بدست آوردن دانش بيشتر در اين مورد و خواندن متن كامل اين منشور به اينجا برويد)
به راستي كه اين بزرگ منشي را تقديري درخور بايسته است.
اروپاييان كه پيشينه ي خويش را فراموش كرده اند و با سردرگمي درباره ي گذشته ي جهان ميزيند ، هر چيز را كه در جهان شرق بينند گمان مي برند كه آن نخستين چيز است و براي نخستين بار نيز در جهان پديدار شده ، در باره ي اين سنگنبشته نيز چنين داوري مي كنند؛ بي خبر از اينكه كوروش و فرمانش برآيند فرهنگ ايراني بوده است و بسياري از فرمان هاي فرهنگ غني ايران هنوز(!) نيز اجرا مي شود. نامه هاي (كتابها) ايران زمين كه به ما رسيده اند ، پر است از اين فرمان هاي نيكو.


نمونه اي كوچك
نوشته ای از زمان ساسانیان بنام پتیت «
patet» بر جای مانده است كه در آن از كردارهای بد یا گناه ها سخن به میان آمده است.

در اندیشه ی ایرانی چه كارهایی گناه به شمار می رفته؟

«از هر گونه گناه كه به روان دادار اورمزد كردم از آزردن ِ مردمان ، زدن مردمان، آزردن با گفتار،ندادن ِ دهش ِ بایسته به مردمان، مهمان نكردن بیگانگان، نگاه نداشتن بیگانگان و آشنایان از گرسنگی و سرما، آزردن زیر دستان و گرامی نداشتن ِ آنان!

از هر گونه گناه نسبت به اندیشه ی نیك، آزردن و زدن چارپایان،باشكنجه و سختی آنان را كشتن، از آب و خوراك بازداشتن، استخوان آنان را شكستن، از دزد و گرگ نگاه نداشتن، از سرما و گرمای سخت دور نداشتن، جانور ماده و اسب كارزاری و گاو وَرزا و بره و بزغاله و مرغ كرچ را كشتن!

گناهانی كه نسبت به پاكی و راستی(اردیبهشت) از آلودن آتش، هیزم تر كمتر از یك ساله برآن نهادن.....

گناهانی كه نسبت به شهریور(نشانه ی فرمانروایی نیك بر جهان) از پاك نگاه نداشتن فلزها؛ چنانكه از پاكی برق نزنند، گذاشتن آنان در جای نمناك چناكه زنگ بزنند ...

گناهانی كه در باره ی سپندارمذ(زمین پاك و مقدس) انجام شده از آباد نگاه نداشتن جهان، نابود نكردن جانوران زیانكار، با پای برهنه رفتن بر زمین ...

گناهانی كه به خرداد(نشانه ی كمال و رسایی جهان) از پلید كردن آب روان، دست ناپاك در آب روان زدن آب دهان بر آب افكندن ...

و گناهانی كه به مرداد(نشانه بی مرگی و جاودانگی جهان) از بریدن درخت جوان، چیدن میوه ی نارسیده، ندادن دارو(گیاهی) به بیماران، باز گرفتن خوراك از گرسنگان ...

از گناهانی كه به كشور و مردم، چون گواهی دروغ، فریب، یاری نكردن، ندادن آب به چارپایان، نابود كردن مال و خواسته ی دیگران، بدمنشی و بدگویی و بدكنشی و جادوگری، خواهش ازارنده از دیگران و بد گفتن از تبار و نژاد دیگران، دورویی، ناسپاسی، ریشخند، آزمندی، خودپسندی، ستیزه گری، تنگدلی، خشمگینی، كینه، آز، رشگ، اندوه، فزون و كم خوردن، یاری در گناه دیگران، یاری نكردن به كار نیك، روسپی بارگی ... رفته است.»

و چه اندازه زیبا ست اندیشه ی نیاكان گرانقدرمان. و چه اندازه خوار مي نمايد كه در يك دانشگاه كوچكمان،

شيخ بهايي هم نمي توان از كوروش تجليل كرد.

درود بر فروهر نياكان گران قدر

درود بر فروهر اشو زرتشت

درود بر فروهر كوروش بزرگ

درود بر فروهر فردوسي خردمند





هیچ نظری موجود نیست: